حجت بن الحسن

خرید بک لینک

حجت بن الحسن

محمد بن الحسن امام دوازدهم و پایانی شیعیان

این مقاله دربارهٔ اعتقاد به مهدی در نزد شیعهٔ دوازدهامامی است. برای اعتقاد مسلمانان به مهدی، مهدی را ببینید.

محمد بن الحسن العسکری معروف به حجت بن الحسن، بنابر اعتقاد شیعیان دوازدهامامی دوازدهمین و آخرین امامو همان مهدی موعود است. او فرزند حسن بن علی عسکری(امام یازدهم شیعیان) و همچون پیامبر اسلام نامش محمد و کنیهاش ابوالقاسم است. «امام زمان»، «صاحب الزمان»، «ولی عصر»، «قائم آل محمد» و «مهدی موعود» از القاب مشهور اوست. در باور کنونی شیعه دوازده امامی، حجت بن حسن در نیمهٔ شعبان سال ۲۵۵ یا ۲۵۶ هu200d.ق در سامرا به دنیا آمد؛[۲][۶][۷] او در پنج سالگی و پس از وفات پدرش بهامامت رسید. پس از وفات حسن عسکری، مهدی تنها از طریق چهار سفیر یا نائب با شیعیان تماس میگرفت. البته بررسیهای تاریخی نشان میدهد که از آغاز تعداد وکلا محدود به چهار تن نبوده و اصطلاح نیابتِ خاص در قرنهای چهارم و پنجم هجری توسط علمای شیعه مانندشیخ توسی و برای تبیین غیبت صغری ایجاد شدهاست.[۸][۹][۱۰] پس از یک دوره هفتاد ساله — موسوم بهغیبت صغری — و با مرگ علی بن محمد سمری، چهارمین نائب امام دوازدهم شیعه، بار دیگر حیرت شیعیان را فراگرفت. آنها در نهایت در سده پنجم به تبیینی عقلی در کلام شیعه از غیبت امام دست یافتند.[۹] به باور شیعیان، پس از دوران سفرا، شیعیان با مهدی در ارتباط نیستند و این دوران را اصطلاحاً غیبت کبری مینامند. پس از پایان دورهٔ غیبت، وی با عنوان مهدی قیام خواهد کرد و او کسی خواهد بود که از طریق وی حق و عدالت بار دیگر به پیروزی خواهد رسید.[۱۱]

محمد بن حسن
Mahdi.svg
نقشامام دوازدهم شیعه
ناممحمد بن حسن
کنیهابوالقاسم، احمد و ...[۱]
لقب(ها)حجت، مهدی، قائم، بقیةالله، حجةالله، صاحبالزمان، المنتظَر، غائب، صاحبالأمر، ولی عصر، منصور، منتقم و ...[۱]
زادروزنیمهٔ شعبان سال ۲۵۵ یا ۲۵۶ هجری قمری برابر با ۸۶۹ میلادی[۲][۳] و برابر با دوشنبه، ۸ مرداد ۲۴۸۸ شمسی (سال کبیسه)
زادگاهسامرا[۲]
پدرحسن عسکری
مادرنرجس خاتون یا صقیل
طول عمر

پیش از امامت: ۲۵۵ یا ۲۵۶(قمری) –۲۶۰ هu200d.ق (به اعتقاد شیعه دوازده امامی)
[۴]
دوران امامت:
غیبت صغری، ۶۹ سال: ۲۶۰۳۲۹هu200d.ق (به اعتقاد شیعه دوازده امامی)[۵]
غیبت کبری، از سال ۳۲۹ هu200d.ق تاکنون (به اعتقاد شیعه دوازده امامی)[۵]

الــلــه
محمدعلیفاطمهحسنحسین
سجادباقرصادق
کاظمرضاجوادهادی
عسکری • مهدی

پس از مرگ حسن عسکری، امام یازدهم شیعیان، در سال ۲۶۰ هu200d.ق و سن ۲۸ سالگی،[۴] از آنجا که حسن عسکری برخلاف سایر امامان شیعه — که در زمان حیاتشان جانشین بعدی را تعیین کرده بودند — بطور علنی جانشینی برای خود برجای نگذاشته بود، بحران فکری و اعتقادی بزرگی در میان پیروان امام شیعه بوجود آمد.[۱۲] در این دوران که به «سالهای حیرت» موسوم است، شیعیان به فرقههای متعددی منشعب شدند. عدهای از شیعیان اعتقاد داشتند که از حسن عسکری فرزندی باقی نماندهاست[۶] یا این فرزند در گذشتهاست؛[۱۳] بسیاری از شیعیان امامتجعفر برادر حسن عسکری را پذیرفتند و گروههایی نیز متوجه فرزندان و نوادگان امامان نهم و دهم شیعه شدند. اما اصحابی از حسن عسکری چنین گفتند که «وی پسری داشته که جانشینی مشروع برای امامت است». طبق گفتهٔ این اصحاب مانند عثمان بن سعید، نایب و وصی حسن عسکری، این پسر مخفی نگاه داشته شده بود، چرا که ترس آن میرفت که توسط دولت دستگیر شود و به قتل برسد.[۱۴] دیدگاه این گروه که در ابتدا دیدگاه اقلیت شیعه بود، بهمرور به دیدگاه تمامی شیعیان امامی تبدیل شد که شیعیان دوازده امامی فعلی هستند.[۶]

از دیدگاه رایج تاریخی، باور به دوازده امام و اینکه امام دوازدهم همان مهدی موعود است بطور تدریجی در میان شیعیان تکامل یافت.[۱۵][۱۶][۱۷] در مقابل جاسم حسین میگوید طبق شواهد احادیثی مبنی بر آنکه امام دوازدهم همان قائم موعود خواهد بود پیش از وفات حسن عسکری در سال ۲۶۰ هu200d.ق مطرح بودهاست.[۱۸] به نظر میرسد مدتی طول کشید تا این نظریه به صورتبندی نهایی خود برسد و پس از آن هم توجیهها و تبیینهای دینی گستردهای در موردش ارائه شد.[۱۹] شیعیان با دو رویکرد حدیثی وکلامی به تبیین نظریهٔ غیبت برخاستند.[۲۰] کلینی (و. ۳۲۹ هu200d.ق/۹۴۱ م). در احادیث باب غیبت کتاب اصول کافی — که در خلال دوره سفرا (موسوم به غیبت صغری) گرد آورد — به موضوع غیبت و علت آن پرداخت.[۲۱] بهخصوصنعمانی در کتاب الغیبه به تبیین نظریه غیبت از طریق احادیث پرداخت و او برای نخستین بار اصطلاحات «غیبت صغری» و «غیبت کبری» را به کار برد.[۲۲] پس از وی ابن بابویه (و. ۹۹۱–۹۹۲) در کتاب کمال الدین در خصوص گردآوری احادیث مربوط به امام دوازدهم و غیبت وی کوشید.[۲۰] از دیگر سو، متخصصان علم کلام از جمله شیخ مفید (و. ۴۱۳ هu200d.ق/۱۰۲۳ م). و شاگردانش بخصوص سید مرتضی (۱۰۴۴–۱۰۴۵۵) به تدوین نظریات کلامی امامت جهت تبیین ضرورت وجود امام زنده در شرایط غیبت پرداختند.[۲۳]

اعتقاد به امام غائب، برکات متعددی برای شیعیان تحت آزار و ستم داشت. از آنجا که امام غائب پتانسیل تهدید کمتری نسبت به یک امام حاضر داشت تنشها با حاکمان سنی مذهب کاهش یافت. اعتقاد به ظهور امام غائب باعث شد که انتظار بتواند جایگزین چالش مستمر نظام سیاسی حاکم شود. امام غائب باعث عامل وحدت شیعیانی شد که پیش از آن، هر گروه، دور یکی از امامان حاضر گرد میآمدند و دچار انشقاق شده بودند.[۲۴] به علاوه اعتقاد به ظهور امام غایب — به عنوان مهدی — شیعیان را در تحمل شرایط دشوار یاری نموده و به آنها امید آیندهای سرشار از دادگری داده است.[۲۵]

منابع:

حجت بن الحسن...

ما را در سایت حجت بن الحسن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 169 تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 13:44

صفحه بندی